گرفتم بعد عمری مدرکی چند
| گرفتم بعد عمری مدرکی چند |
و اینجانب شدم حالا مهندس
|
| ندانستم که ریزد از چپ و راست | ز پایین و از آن بالا مهندس |
|
غضنفر گاری اش را هول نمیداد
|
د ِ یالا هول بده یالا مهندس
|
| تقی هم چونه میزد کنج بازار |
نمی ارزه واسم والا مهندس
|
| به مرد قهوه چی میگفت اصغر | دو تا چایی قند پهلو مهندس |
| شنیدم کودکی میگفت در ده | به مردی با چپق خالو مهندس |
|
ز جنب دکه ای بگذشت مردی
|
صدا آمد " آب آلبالو مهندس " |
| خلاصه میخورد خون جماعت | همیشه بدتر از زالو مهندس |
| شنیدم با تشر میگفت معمار | به آن وردست حمالش مهندس |
| همین مانده که از فردا بگویند | به گوساله و امثالش مهندس |
|
یهو یاد سکینه کردم ای داد
|
فدای آن لب و خالش مهندس
|
| شنیدم که عمل کرده دماغش | خبر داری از احوالش مهندس؟! |
| شنیدم بعد تنظیمات بینی | بهش میگن همه خانوم مهندس |
| شنیدم بچه زاییده دوباره | بگو هشتا کمه خانوم مهندس!؟ |
| سرت رو درد آوردم مهندس | سخن از هر دری اومد مهندس |
| یکی سیگار میخواد اون سمت دکه | برو که مشتری اومد مهندس |
برچسب:
نویسنده: مهتاب فلاح